تبلیغات
عجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب
 
عجـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــب
چرا غم میخوری از بهر مردن ..... مگر آنان ک غم خوردن نمردند
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


دلم رمیده شد و غافلم من درویش
که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش
چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم
که دل بدست کمان ابروئیست کافر کیش
خیال حوصلهء بحر میپزد هیهات
چه هاست در سر این قطره محال اندیش
بکوی میکده گریان و سرافکنده روم
چرا که شرم همی آیدم زحاصل خویش
نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر
نزاع بر سر دنییّ دون مکن درویش

مدیر وبلاگ : ی مرد
نویسندگان
نظرسنجی
منو چقدر دوست داری؟








امید وارم هیچ پدری از بچش شرمنده نشه

بگو الهی آمین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 26 آبان 1392

توی یکی از جنگ های کورش کبیر یکی از فرمانده های اون وری بهش میگه :شمابرای پول میجنگید ما برای  عزت

کورش بهش میگه:

انسان برای نداشته هایش میجنگد...

بجنگ برای نداشته هات





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 23 آبان 1392

خوشبخت کسی است که به یکی از دو چیز دسترسی دارد : یا کتابهای خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند. ویکتور هوگو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 2 مرداد 1392


 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 1 مرداد 1392

مثل گنجیشکی ک زیر برفا مونده

همه ی دل تنگیم پیش تو جا مونده

ی نفر اینجاست ک ترو دوستت داره هنوز

ک چهار فصل دلش برف میباره هنوز

ی نفر منتظره تو بهارش باشی

تا کنارت باشه تو کنارش باشی

یخ زده دستای من زل زدم ب رد پات

دستامو ها میکنم کو اجاق خنده هات

شاخه ها خشکیدن ریشه هام از درد

شونه هام میلرزن استوخونام سرد

ی نفر اینجاست ترو دوستت داره هنوز

ک چهار فصل دلش برف میباره هنوز

تو چشمام نگاه کن دستامو بگیر دو دستت

یخ این دستامو واکن خنده هات سبزه ی عیدن

کی بهارو دوست نداره عزیزم خودت میدونی

فصل فصل تو عشقه چهار فصل من بهاره

عزیزم خودت میدونی.......

هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 31 تیر 1392

خدایا

میشه چندد دقیقه وقتتو بگیرم

این دفعه چیزی ازت نمیخوام   

فقط میخواستم بگم بخاطر همه چی ممنون

.........................





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 25 تیر 1392

    

نخندید دنیا همینه!!!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 24 تیر 1392

بخدا من نمیدونم چرا منو دوست نداره

ای کاش حداقل بهم میگف

خودم حس میکنم ک تنها ظلمی ک بهش کردم این بوده ک ظلمی بهش نکردم

ای کـــــــــــــــــاش بهش ظلمی کرده بودم ک حداقل ب خودم میگفتم بخاطر ظلمی ک کردم ناراحته

اما...

ب قول استاد شهریار:

وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم                     عاشق نمیشوی ک ببینی چه میکشم

با عقل آب عشق ب یک جو نمیرود                         بیچاره من ک ساخته از آب و آتشم

و بقول یاس:

من میجــــــــــــــــــنگم

*باور کنید اون کسیو ک تو ذهن شماست رو نمیگم*

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 24 تیر 1392

 

دست خسته مرا، مثل کودکی بگیر

با خودت مرا ببر، خسته ام از این کویر

*قیصر امین پور*

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 23 تیر 1392

سلام

یادم میاد معلممون میگفت عشق یعنی این ک بهم نرسین

اون موقع تو دلم گفتم داره چرت میگه

مگه میشه دو نفر عاشق باشنو ب هم نرسن؟؟؟

الان ک فکر میکنم میبینم آره میشه

وقتی ک دوتا عاشق بهم میرسن از میزان عشقشون کم میشه

حالا چ پسر با پسر

چ دختر با دختر

چ دختر با پسر عاشق هم شن

البته من هنوز سنم نمیخوره در مورد عشق نظر بدم چون تجربم خیلی کمه

اما مام دل داریم.....

(کل این حرفایی ک زدم نظر خودم بود شاید نظر شما با من زمین تا زیر زمین فرق کنه)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 17 تیر 1392

شهریار:

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی

هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم

سیزده را همه عالم به در امروز از شهر

من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم

گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس

خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم

 

من از این شعر خوشم اومد گزاشتم دلیلی خاصی ندارم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 16 تیر 1392

بچه های محل مشغول بازی بودند ک ابراهیم وارد کوچه شد.بازی آنقدر گرم بود ک هیچ متوجه حضورش نشد.یکی از بچه ها توپ را محکم طرف دروازه شوت کرداما بجای اینکه پوپ ب در وازه بخورد محکم ب صورت ابراهیم خورد.

بچه ها بی معطلی پل ب فرار گزاشتند.با آن قد و هیکلی ک ابراهیم داشت باید هم فرار میکردند.

صورتش سرخ شد و مدتی روی زمین نشت تا دردش آروم گرفت.

بعد پلاستیک گردو را از کیف دستیش در آورد و کنار دروازه کزاشت.

داد زد کجا رفتید براتون گردو آورده بودم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 9 تیر 1392

ای کاش پنج ساله میموندیم

نه؟؟؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 2 تیر 1392

خدای من
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی و نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش کردم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هرگز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
آنقدر بی تو تنها هستم که بی تو یعنی “ هیچ ” یعنی “ پوچ ”
خدایا هیچ وقت رهایم نکن . . .
::
::
تمام غصه های دنیا رو میشه با یک جمله تحمل کرد :
خدایا میدانم که میبینی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 30 خرداد 1392

 

    چهار چیز است که نمیتوان انها را باز گرداند :

    1 _ سنگ

                     پس از رها کردن !

    2 _ حرف

                    پس از گفتن !

    3 _ موقعیت

                   پس از پایان یافتن !

     4 _ زمان

                   پس از گذشتن !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 30 خرداد 1392


( کل صفحات : 2 )    1   2   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :